کاربر مهمان می نویسد "
سالهاپیش که گرمابه های عمومی بسیارشلوغ بودند،گاهی پول یااشیای قیمتی گم می شدبه همین دلیل مسؤل گرمابه ازمشتری ها می خواست چیزهای قیمتی خودرابه اوبسپارند.برخی از مسؤلین که ذوق شعروشاعری داشتند،شعرزیرراباخط خوش ودرشت می نوشتندوبردیوارگرمابه می آویختند
اگردارید امانتی موجود بسپارید به من ، وقت ورود نسپارید ، اگرشود مفقود بنده مسؤل نخواهم بود.
"