| حرف دل: کودکي با پاهاي برهنه |

کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داريد.
|
ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 30 تیر، 1387 توسط admin |
|
| |
| امتیاز دهی به مطلب |
امتیاز متوسط : 0 تعداد آراء: 0
|
|
|
|