
ناامنيهاي اخير و سرقت و آزار اذيت ايرانيان در مالزي در طول ماههاي اخير، باعث ايجاد مشکلاتي براي برخي همميهنان ساکن اين کشور شده است...
ناامنيهاي اخير و سرقت و آزار اذيت ايرانيان در مالزي در طول ماههاي اخير، باعث ايجاد مشکلاتي براي برخي همميهنان ساکن اين کشور شده است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، در مركز خريد «ميدولي» مالزي، سارقان با ترفندي مكارانه، تمام شش هزار رينگيت (هزينه شهريه و وديعه مسكن) يكي از شهروندان ايراني را كه براي تبديل ارز به آنجا مراجعه كرده بود، به سرقت بردند.
اين گزارش حاكي است، اين شهروند ايراني با فيلمهايي كه از صحنه همراه داشت، به دفتر پليس مراجعه ميكند اما پس از پر کردن فرمهايي به ايشان ميگويند: بايد مواظب ميبوديد، مقصر خودتان هستيد، ما پيگيري خواهيم کرد، اما شما سعي کنيد اين پول را فراموش کنيد.
اما هفته گذشته، حادثه ديگري براي يك خانواده ايراني ساكن در «وسيتا ايمپيانا» رخ داد: حدود ساعت 3 بعد از ظهر، يک دختر چيني تبار حدودا هفده ساله، به منزل اين خانواده ميآيد و خود را وابسته به شرکت مهمي معرفي کرده و در همان آغاز، کارت شناسايي را به آنان نشان ميدهد تا اعتمادشان را جلب کند و سپس از ايشان ميخواهد از بين کارتهاي داخل کيفش، يکي را برگزينند و آن را باز کنند. کارت را باز ميکنند که ناگهان دخترک شروع به هوا جستن ميکند و فرياد ميزند: شما برنده بزرگي هستيد.
اين خانواده، حرفهاي دخترك را باور نميكنند، ولي دخترك هر طوري شده به خانه وارد ميشود و سپس به زبان چيني با يک نفر صحبت کرده و بعد گوشي را به وي ميدهد و ميگويد از کارمندان شرکت ما هستند و آنها هم از اينکه شما اين کارت نصيبتان شده، بسيار شادمانند و ميخواهند به شما تبريک بگويند. خلاصه دخترک به اين بهانه که اگر شما به همراه من به شرکت بياييد و ما جايزه را به شما دهيم، به من هم هزار رينگيتي ميرسد، اين خانواده را وادار ميکند تا به شرکت بروند. همه چيز روي نظم و حساب شده بود و حتي در اينکه آيا شرکت شماره ثبت دارد يا خير دقت ميکند و همه چيز را درست ميبيند.
اما هنگامي كه اين خانواده منصرف ميشوند و ميخواهند برگردند در يک چشم به هم زدن حدود ده تا پانزده نفر از افراد چيني را ميبينند و تازه درمييابند که قضيه دارد جدي ميشود! به همين دليل کمي نرمتر شده و مجبور ميشوند با آنها همکاري کنند. آنها براي تحويل جايزه که به قول خودشان پانزده دقيقه بعد آماده است، مبلغ 5600 رينگيت طلب ميکنند.
يک عضو خانواده در شرح ماجرا ميگويد: من به ايشان گفتم نقد با خودم چيزي ندارم، اما اگر اجازه دهيد فردا ميآيم که متأسفانه، افراد چيني مانع خروج ايشان شده و مجبور ميشود که حداکثر مبلغ مجاز قابل برداشت با ATM که 3000 رينگيت است را در ازاي دريافت يک محصول (مثلا دوربين فيلمبرداري ديجيتال) به آنها بدهد و البته پنجاه رينگيت هم بابت بيمه!! پس از اين تفاسير، نوبت به جايزه ميرسد که با روشهاي نوين و کامپيوتري، وي برنده يک محصول ديگر مي شود. چينيها که همه به ايشان تبريک ميگفتند، ادعا ميکردند محصولي که شما برنده شديد، ارزشي بالغ بر 10000 رينگيت دارد و براي اثبات ادعاهاي خود، روزنامهها و مجلات تبليغ را که کالا با قيمت آن در آن درج شده است ميبيند، اما ميداند که چينيها از ايشان چند عکس با دو محصول هم ميگيرند تا آن را در روزنامه انگليسي زبان يعني استار چاپ کنند.
اين فرد از آنها خواهش ميکند که محصولات را به شما ميدهم و شما هم پول را پس دهيد، اما اين آب در هاون کوبيدن بوده است و آنها در صورت گزارش به پليس، حتي او را به قتل هم تهديد ميکنند.
گفتني است، در ادامه اين ناامنيها و تهديدات جاني و مالي ايرانيها در مالزي، يك سايت خبري از حمله چند نفر مالزيايي به دو تن از شهروندان ايراني خبر داد.
اين گزارش ميافزايد: اين دو ايراني كه قصد عزيمت از فرودگاه به سمت خانه را داشتند، از قصد شوم راننده تاكسي آگاه ميشوند. راننده با استفاده از گاز درصدد مسموم كردن آنها بوده كه با ديدن دود سفيد رنگ آن دو با سرعت عمل خويش از اين مهلكه جان سالم به در ميبرند.
نظرات كاربران:
▪ به اطلاع دوستان عزیز می رسانم. تلفن Nokia N95 اینجانب که چند ماه پیش به مبلغ 600 هزار تومان از ایران خریده بودم هم دیروز دزدیدند. ماجرا بدین شرح است.اینجانب هنگام بازگشت به منزل و سوار شدن،گوشی خود را جلو کیلومتر گذاشتم. در بین راه یک موتور سوار با یک نفر همراه با نزدیک شدن به ماشین، ابتدا دست به آینه ماشین زدند و حواس مرا پرت کردند که شاید تصادفی رخ داده باشد و سپس گوشی را با ترفندی ناباورانه از جلوی کیلومتر دزدیدند. البته من پس از 3 تا 4 ثانیه متوجه قضیه شدم که متاسفانه دزدان با استفاده از شلوغی و ترافیک متواری شده بودند. در این مملکت هیچ کس پاسخگو نیست
▪ من سال 1999 انجا بودم و از برخورد بد مردم ان کشور که از قضاء مسلمان هستند شرمنده می شوم. در همان سال پول من را در اتوبوس جلوی مردم دزدیدند ولی هیچکس عکس العملی نشان نداد. در همان سال وقتی به اداره مهاجرت رفتم خانمی که مسلمان بود و مامور در جواب سلامم گفت: گمشو برو به کشورت. الان و از همان موقع در تالند زندگی می کنم. چندی پیش مقاله ای از یک استاد خارجی مقیم مالزی ترجمه کردم و با نهایت تعجب خواندم و نوشتم که در سال1999 دولت مالزی مذهب شیعه را در کنار هندویسم و بودیسم و امثالهم مذهبی شرک آمیز خواند وپیروان آنان را مشرک.امیدوارم روزی دولت مردان ایرانی از عزت ایرانی چنان همایت کنند که هیچکس جرات نگاه چپ به ایرانی را نداشته باشد. و امیدوارم دولت این همه لیلی به لالای این کشورهای به اصطلاح مسلمان نزاره.
منبع : تابناک