دوشنبه 24 اسفند 1388
 
 شما در پرتال قدیم وب سایت هستید اینجا کلیک کنید تا به پرتال جدید وب سایت منتقل شوید.
 
بیا تو مالزی :: مشاهده موضوع - آموزش زبان انگلیسی با مجموعه داستانهای کوتاه
 پرسشهای متداول  •  جستجو  •  لیست اعضا  •  گروههای کاربران   •  مدیران سایت  •  مشخصات فردی  •  درجات  •  پیامهای خصوصی

فهرست بیا تو مالزی  » گفتگوی آزاد » آموزش زبان انگلیسی با مجموعه داستانهای کوتاه

ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
 آموزش زبان انگلیسی با مجموعه داستانهای کوتاه « مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی » 
نویسنده پیام
asalbanoo
پست تاریخ: چهار‌شنبه 9 مرداد 1387 - 09:57    عنوان:  آموزش زبان انگلیسی با مجموعه داس پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مدیر سایت
مدیر سایت

عضو شده در: 2 خرداد 1387
پست: 19

bl


امتیاز: 34

آموزش زبان انگلیسی با مجموعه داستانهای کوتاه Very Happy


داستان امروز: پسر بازیگوش

Peter was eight and a half years old, and he went to a school near his house. He always went there and came home on foot, and he usually got back on time, but last Friday he came home from school late. His mother was in the kitchen, and she saw him and said to him, 'Why are you late today, Peter

'My teacher was angry and sent me to the headmaster after our lessons,' Peter answered

'To the headmaster?' his mother said. 'Why did she send you to him

'Because she asked a question in the class; Peter said, 'and none of the children gave her the answer except me.'

His mother was angry. 'But why did the teacher send you to the headmaster then? Why didn't she send all the other stupid children?' she asked Peter.

'Because her question was, "Who put glue on my chair?" Peter said.

پيتر هشت سال و نيمش بود و به يك مدرسه در نزديكي خونشون مي‌رفت. او هميشه پياده به آن جا مي‌رفت و بر مي‌گشت، و هميشه به موقع برمي‌گشت، اما جمعه‌ي قبل از مدرسه دير به خانه آمد. مادرش در آشپزخانه بود،‌ و وقتي او (پيتر) را ديد ازش پرسيد «پيتر، چرا امروز دير آمدي»؟

پيتر گفت: معلم عصباني بود و بعد از درس مرا به پيش مدير فرستاد.

مادرش گفت: پيش مدير؟ چرا تو را پيش او فرستاد؟

پيتر گفت: براي اينكه او در كلاس يك سوال پرسيد و هيچكس به غير از من به سوال او جواب نداد.

مادرش عصباني بود و از پيتر پرسيد: در آن صورت چرا تو را پيش مدير فرستاد؟ چرا بقيه‌ي بچه‌هاي احمق رو نفرستاد؟

پيتر گفت: براي اينكه سوالش اين بود «چه كسي روي صندلي من چسب گذاشته؟» Big grin Big grin

موفق باشید.

http://rrp.blogfa.com
بازگشت به بالای صفحه
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی [وضعيت كاربر:آفلاین]
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید  پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version صفحه 1 از 1

فهرست بیا تو مالزی  » گفتگوی آزاد » آموزش زبان انگلیسی با مجموعه داستانهای کوتاه
پرش به:  



شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید


بيا تو مالزي اخبار مالزی , اقامت تحصيل کار سرمايه گزاري ثبت شرکت خريد ملک گردشگري اطلاع رساني در مالزي

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به (Bia2Malaysi) می باشد.
Copyrights © 2007 Bia2Malaysi.com All rights reserved.

Secure and Power by: ARSgroup Team
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.66 ثانیه